علی طلوعی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تهران در یادداشتی نوشت: گاهی شهرها را نه با خیابانهایشان، که با حافظهشان میشناسند. با بوی تاریخ در راهروهای یک کاخموزه، با سکوت نجیب تالارهایی که ایستادهاند تا روایتگر هویت یک ملت باشند. تهران، با همه شلوغی و هیاهوی روزمرهاش، هر وقت به موزههایش پناه میبرد، آرامتر به نظر میرسد. انگار حال شهر، با موزه خوب میشود.
۲۸ اردیبهشت، روز جهانی موزه و آغاز هفته میراثفرهنگی، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که ملتها بدون حافظه تاریخی، در برابر طوفان حوادث، بیپناهتر میشوند. موزهها فقط محل نگهداری اشیا نیستند؛ پناهگاه هویتاند. جایی که تاریخ یک ملت نفس میکشد.
امسال اما هفته میراثفرهنگی حال و هوای دیگری دارد. هنوز غبار روزهای سخت جنگ از چهره شهر کنار نرفته است. در روزهای جنگ ۱۲ روزه، هنگامی که آتش تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، امنیت و آرامش مردم این سرزمین را نشانه رفت، کارکنان و پرسنل موزهها و مجموعههای تاریخی تهران، آرام و بیادعا مسئولیتی بزرگ را بر دوش گرفتند. آنان با سرعت، دقت و شجاعتی ستودنی، آثار تاریخی را به مخازن امن منتقل کردند تا از حافظه و هویت یک ملت صیانت شود.
شاید کمتر کسی بداند پشت درهای بسته موزهها، چه مجاهدتی برای حفاظت از تاریخ این سرزمین شکل گرفت. گاهی دفاع فقط در میدان جنگ معنا پیدا نمیکند؛ گاهی باید از یک نسخه خطی، یک شیء تاریخی و یا سکوت باشکوه یک تالار قدیمی محافظت کرد؛ چراکه ریشه مقاومت هر ملت، در حافظه تاریخی و فرهنگی اوست.
هنوز هم تهران از التهاب آن روزها فاصله نگرفته بود که جنگ رمضان آغاز شد؛ روزهایی تلخ که اینبار برخی موزهها، کاخموزهها و بناهای تاریخی پایتخت از آسیب جنگ بینصیب نماندند. میراث جهانی کاخ گلستان و مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، تنها نمونههای شناختهشدهای از این آسیبها هستند و حقیقت آن است که تهران، بیشترین آسیب را به آثار تاریخی و فرهنگی خود در روزهای جنگ متحمل شد.
تلخ است که بناهایی که سالها روایتگر فرهنگ، هنر و حافظه ملت ایران بودند، طعم خشونت جنگ را نیز تجربه کردند. اما در همان روزهای دشوار، کارکنان موزهها و مجموعههای تاریخی، همچنان ایستادند؛ بیادعا، مسئولانه و عاشقانه. آنان خوب میدانستند که حفاظت از میراث فرهنگی، فقط نگهداری چند شیء و ساختمان نیست؛ دفاع از ریشههای یک ملت است.
نوروز ۱۴۰۵ برخلاف سالهای گذشته، حال و هوای همیشگی خود را نداشت. موزهها بسته بودند، تورهای تهرانگردی برگزار نشد و خیابانهایی که هر سال در ایام نوروز، میزبان شور بازدیدهای فرهنگی بودند، ساکتتر از همیشه به نظر میرسیدند. دیگر خبری از صفهای طولانی بازدید در سعدآباد و کاخ گلستان نبود؛ خبری از کودکانی که در تالارهای تاریخی قدم میزدند و گردشگرانی که تهران را از پنجره فرهنگ و تاریخ تماشا میکردند.
اما حقیقت آن است که حافظه فرهنگی این ملت، هرگز تعطیل نمیشود. ما باور داریم همانگونه که مردم ایران در سختترین روزها از خاک و هویت خود دفاع کردند، موزهها و مراکز فرهنگی این سرزمین نیز دوباره به روزهای پررونق خود بازخواهند گشت. بیتردید با اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و با پشتوانه مردم غیور و ریشهدار این سرزمین، درهای موزهها بار دیگر گشوده خواهد شد و نوروزهای آینده، دوباره بوی زندگی، تاریخ و گردشگری خواهد گرفت.
شاید آن روز، گردشگران خارجی بیش از گذشته ایران را نه فقط با بناهای تاریخیاش، که با روح مقاوم مردمانی بشناسند که جانانه از خاک، فرهنگ و حافظه تاریخی خود دفاع کردند. چراکه تمدن ایرانی فقط در سنگ و گچ و کاشی خلاصه نمیشود؛ در حافظه مردمی جاری است که قرنها ایستادهاند تا روایتشان خاموش نشود.
موزهها فقط ویترین گذشته نیستند؛ چراغ آیندهاند. ملتهایی که از حافظه تاریخی خود محافظت میکنند، در تاریکترین روزها نیز راهشان را گم نمیکنند. تهران، با همه خستگی این روزها، هنوز به موزههایش دل بسته است. هنوز در تالارهای خاموش کاخها، صدای تاریخ شنیده میشود. هنوز میتوان میان ویترینهای قدیمی، ریشههای ملتی را دید که در برابر طوفانها خم میشود، اما هرگز نمیشکند.
هفته میراثفرهنگی امسال، بیش از همیشه یادآور این حقیقت است که دفاع از ایران، فقط دفاع از خاک نیست؛ دفاع از حافظه، هویت و روایت ملتی است که تاریخ را با رنج، عشق و ایستادگی نوشته است.
انتهای پیام/
نظر شما